تبلیغات
آشنایی بااندیشه شهیدمطهری

آشنایی بااندیشه شهیدمطهری
 
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
آیاموافقیدکه این وبلاگ به سایت تبدیل شود.




بیانات  امام خامنه ای (مد ظله العالی ) در دیدار مردم آذربایجان‌

 

 

در آستانه سالروز قیام 29 بهمن 1356 مردم تبریز

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌
خوشامد عرض میكنم به همه‌ى شما برادران عزیز، خواهران عزیز، جوانان عزیز؛ مخصوصاً خانواده‌هاى معزز شهدا، دانشوران، علما، مسئولان، كه این راه دور را طى كردید و هدیه‌ى ارزشمند محبت و لطف و پیام استقامت مردم عزیز آذربایجان را به این مناسبت به اینجا آوردید. امیدواریم خداوند متعال به همه‌ى شما لطف كامل و فراوان و رحمت شامله عنایت فرماید. و همین جا به وسیله‌ى شما برادران و خواهران عزیز سلام عرض میكنم به همه‌ى مردم آذربایجان و تبریز، مرد و زن مؤمن؛ كه حقیقتاً حضور آذربایجان و تبریز و دیگر شهرهاى آن منطقه، در همه‌ى دورانهاى گذشته‌ى ما، از صد سال، صد و پنجاه سال قبل تا امروز، در حركت ملت ایران، تعیین‌كننده بوده است. امروز هم همین جور است. شماها هستید كه با همت خودتان، با غیرت خودتان، با ایمان خودتان، با عزم راسخ خودتان، توانسته‌اید عزت این كشور و این ملت را در مقابل دشمنان حفظ كنید. هر روز هم كه گذشته است، جلوه‌ى آذربایجان در عرصه‌هاى گوناگون بیشتر شده است. سى و پنج سال از ۲۹ بهمن سال ۵۶ میگذرد. آذربایجان، امروز از جهت ایمان، استقامت، بصیرت و ایستادگى، حتّى از آن دوران مهم و سرنوشت‌ساز هم جلوتر است. این همه توطئه، این همه بدخواهى براى جدا كردن احساسات بعضها و بخشهاى مختلف این ملت، اثرش درست بعكس بوده است. شما بودید كه توانستید همیشه پیشگام و پیشرو باشید. در واقع شما هستید كه لنگر آرامش این كشورید. در واقع آنطور كه شما در شعرتان گفتید، بنده عرض میكنم: «آرامِ دل ایران سیزلر سیز».(۱)
 یك خصوصیتى در مردم عزیز آذربایجان انسان بوضوح مشاهده میكند؛ این خصوصیت در بعضى از مناطق كشور هست، اما در آذربایجان به شكل بارزى وجود دارد و آن این است كه مبارزات و حركت غیرتمندانه‌ى مردم آذربایجان در دوره‌هاى مختلف؛ در قضیه‌ى مشروطه، در قضیه‌ى اشغال نظامى، در قضایاى گوناگون - كه در اغلب این قضایا، پیشروِ دیگران هم بودند - همواره با دین و ایمان دینى همراه بوده است. با اینكه جریان روشنفكرى چپ و همچنین جریان روشنفكرى وابسته‌ى به غرب در منطقه‌ى آذربایجان فعال بود - از همان روزهاى اولِ ورود روشنفكرى بیمار به كشورمان - و سعى میكردند مردم را از دین جدا كنند، در عین حال اگر شما نگاه كنید به نهضتهائى كه در آذربایجان شكل گرفت و خیلى از آنها نهضتهاى عمومى ملت ایران بود كه آذربایجانى‌ها جلوتر از دیگران بودند، مى‌بینید با وجود آن تلاشها، حركت مردم و پیشروان و سرسلسله‌هاى حركتهاى مردمى در آذربایجان، بر پاى‌فشارى و پایبندى خود به مسائل دینى، صریح‌تر از همه بودند. در تبریز، ستار خان میگفت: فتواى علماى نجف در جیب من است. یعنى این مرد بزرگِ مبارزِ شجاع، كار خودش را با هدایت علما و مراجع نجف تنظیم میكرد؛ درست نقطه‌ى مقابل آنچه كه آن روز تفكرات جریانهاى روشنفكرىِ شرق و غرب میخواستند در این كشور اعمال كنند. همیشه همین جور بوده، امروز هم همین جور است، فردا هم همین جور خواهد بود.

ملت ایران در مجموعه‌ى خود، ایمان دینى را معیار و ملاك و راهنما قرار داده است. مثال را ما از آذربایجان زدیم، اما در سرتاسر كشور، با اندازه‌هاى كم و زیاد، همه‌ى ملت ایران اینجورند. حركت، حركت همراه با غیرت و شجاعت و احساس مسئولیت است؛ اما با راهنمائى دین، با پشتوانه‌ى ایمان دینى؛ این خیلى ارزشمند است. براى همین هم هست كه شما ملاحظه میكنید خطراتى كه معمولاً از طرف قدرتهاى سلطه‌گر جهانى متوجه ملتها میشود و آنها را متزلزل میكند، این خطرها ملت ایران را متزلزل نكرد. حالا در برهه‌ى كنونى، زمان مسئله‌ى تحریمها و فشارها گفتند كه میخواهیم براى ملت ایران تحریم فلج‌كننده تنظیم كنیم؛ تنظیم هم كردند. دو سه روز قبل از بیست و دوى بهمن، یك مرحله‌ى جدید تحریمها را وارد معادلات كردند؛ چند ماه قبل هم - در مرداد همین سال - باز مجدداً همین كار را انجام دادند. یعنى در ایام بیست و دوى بهمنِ امسال به خیال خودشان فشارها را بر مردم افزایش دادند. به امید چه؟ به امید سست كردن مردم. جواب چه بود؟ جواب ملت ایران این بود كه امسال راهپیمائى بیست و دوى بهمن از سالهاى قبل پرشورتر است. همه آمدند، همه جا آمدند، با روحیه آمدند، با چهره‌ى خندان آمدند. این، ملت ایران است. هر سال بیست و دوى بهمن، ملت ایران ضربه‌اى بر دشمنان وارد میكند؛ مثل بهمنى بر سر دشمنان و مخالفان فرود مى‌آید. امسال هم این بهمن فرود آمد. بنده لازم میدانم مجدداً - كه اگر تا صد بار هم تكرار شود، زیادى نیست - از ملت ایران به خاطر این حضور پرشكوه و عزتمندانه سپاسگزارى كنم. در مقابل این احساس، در مقابل این بصیرت، انسان باید تعظیم كند. این، ملت ایران است.
 دشمنان در مقابل این وضعیت، دچار انفعالند؛ این را من به شما عرض بكنم. برخلاف آنچه كه وانمود میشود كه آنها در موضع فعال قرار دارند، نه، اینجور نیست؛ دشمن در مقابل ملت ایران در موضع انفعال است. ملتى با عزم راسخ، با بصیرت، با ایمان، میداند چه میخواهد، راه را هم بلد است، سختى‌ها را هم با شجاعتِ تمام تحمل میكند؛ در مقابل این ملت، اسلحه‌هاى گوناگون سیاسى و نظامى و امنیتى و اقتصادى كنْد است؛ لذا دشمن در حال انفعال است. دشمنان چون در حال انفعالند، حركات غیر منطقى میكنند.
 من این را به شما عرض بكنم: دولتمردان آمریكا مردم غیرمنطقى‌اى هستند؛ حرفشان غیرمنطقى است، عملشان غیرمنطقى است، زورگویانه است؛ توقع دارند دیگران در مقابل كار غیرمنطقى آنها و زورگوئى آنها تسلیم شوند؛ خب، بعضى هم تسلیم میشوند؛ بعضى از دولتها، بعضى از نخبگان سیاسى در برخى از كشورها در مقابل پرروئى و زورگوئى آنها تسلیم میشوند؛ اما ملت ایران و نظام جمهورى اسلامى تسلیم‌شدنى نیست. نظام جمهورى اسلامى حرف دارد، منطق دارد، توانائى دارد، اقتدار دارد؛ لذا در مقابل حرف غیر منطقى و كار غیر منطقى تسلیم نمیشود.
 آنها چطور غیرمنطقى‌اند؟ نشانه‌ى غیر منطقى بودن آنها، همین تناقضهائى است كه بین حرفهاى آنها و بین كارهاى آنها هست؛ حرف یك جور میزنند، كار جور دیگرى انجام میدهند. خب، از این نشانه‌اى واضح‌تر براى غیر منطقى بودن نیست. انسانِ منطقى یك حرف قانع‌كننده‌اى میزند، بعد هم دنبال آن حرف راه مى‌افتد. این آقایان - دولتمردان آمریكائى و دیگر تبعه‌ى آنها از غربى‌ها - اینجورى نیستند؛ یك حرفى میزنند، یك ادعائى میكنند، اما در عمل، درست عكس آن را انجام میدهند. من حالا چند نمونه عرض بكنم:
 ادعا میكنند ما متعهد به حقوق بشریم. بله، آمریكائى‌ها پرچم حقوق بشر را بلند كرده‌اند، میگویند ما متعهد به حقوق بشریم؛ آن هم نه فقط در كشور خودشان - كه آمریكا باشد - در همه‌ى دنیا. خب، این حرفى است، ادعائى است؛ در عمل چه؟ در عمل، بیشترین ضربه را اینها به حقوق بشر میزنند؛ بیشترین اهانت را به حقوق انسانها در كشورهاى مختلف و نسبت به ملتهاى مختلف، اینها میكنند. زندانهاى مخفى‌شان در سرتاسر دنیا، زندانشان در گوانتانامو، زندانشان در عراق - ابوغریب - حمله‌ى آنها به مردم غیرنظامى در افغانستان، در پاكستان، در مناطق گوناگون؛ اینها نمونه‌اى از حقوق بشر ادعائى آمریكائى‌هاست! هواپیماهاى بدون سرنشینشان راه مى‌افتد، هم جاسوسى میكند، هم مردم را زیر فشار قرار میدهد؛ كه روزانه خبرش را شما از افغانستان و پاكستان میشنوید. البته همین هواپیماهاى بدون سرنشین، به قول یكى از مجلات آمریكائى كه همین چند روز قبل از این نوشته بود، در آینده مایه‌ى دردسر خود آنها خواهد شد.
 میگویند ما متعهد به عدم تكثیر سلاح هسته‌اى هستیم. بهانه‌ى حمله‌ى به عراق هم در یازده سال قبل از این همین بود كه گفتند در عراق رژیم صدام دارد سلاح هسته‌اى درست میكند. البته رفتند و پیدا هم نكردند و معلوم شد دروغ بوده است. میگویند ما متعهدیم كه سلاح هسته‌اى تكثیر نشود؛ در عین حال از یك دولت شریرى كه داراى سلاح هسته‌اى هم هست، تهدید به سلاح هسته‌اى هم میكند - یعنى دولت صهیونیستى - دفاع میكنند، حمایت میكنند. آن حرفشان است، این عملشان است.
 میگویند ما متعهد به گسترش دموكراسى در دنیا هستیم - حالا كارى نداریم كه دموكراسىِ خود آمریكا چه جور دموكراسى‌اى است؛ در این زمینه بحث نمیكنیم - با این ادعا، با كشورى مثل جمهورى اسلامى كه روشن‌ترین و واضح‌ترین مردم‌سالارى‌ها و دموكراسى‌ها را در این منطقه داراست، دائم معارضه و مقابله میكنند؛ در عین حال پشت سر كشورهائى در این منطقه مى‌ایستند و با كمال پرروئى از آنها حمایت میكنند كه بوى دموكراسى را استشمام نكرده‌اند و یك بار ملتشان رنگ انتخابات و رأى و صندوق رأى را ندیده‌اند. این هم تعهدشان نسبت به دموكراسى است! ببینید فاصله‌ى قول و عمل چقدر است.
 میگویند میخواهیم مسائلمان را با ایران حل كنیم. این حرفى است كه بارها میگفتند، اخیراً بیشتر هم میگویند. میگویند میخواهیم مذاكره كنیم و مسائلمان را با ایران حل كنیم - این حرفشان است - اما در عمل متشبث به تحریم میشوند، متشبث به تبلیغات دروغ میشوند، حرفهاى ناشایسته میزنند، مطالب خلاف واقع را نسبت به نظام جمهورى اسلامى و ملت ایران دم‌به‌دم منتشر میكنند.
 همین چند روز قبل از این، رئیس جمهور آمریكا نطق میكند و درباره‌ى مسائل هسته‌اى ایران جورى حرف میزند كه انگار اختلاف بین ایران و آمریكا این است كه ایران میخواهد سلاح هسته‌اى درست كند. میگوید ما تا جائى كه بتوانیم، نمیگذاریم ایران سلاح هسته‌اى درست كند! خب، اگر ما میخواستیم سلاح هسته‌اى درست كنیم، شما چطور میتوانستید نگذارید؟ اگر ایران اراده میكرد كه سلاح هسته‌اى داشته باشد، آمریكا به هیچ وجه نمیتوانست جلوى او را بگیرد.
 ما نمیخواهیم سلاح هسته‌اى درست كنیم؛ نه به خاطر اینكه آمریكا از این ناراحت میشود؛ عقیده‌ى خود ما این است. ما اعتقاد داریم كه سلاح هسته‌اى جنایت بر بشریت است و نباید تولید شود؛ آنچه هم كه در دنیا هست، باید محو شود و از بین برود؛ این عقیده‌ى ماست، به شما ربطى ندارد. اگر ما این عقیده را نداشتیم و تصمیم میگرفتیم سلاح هسته‌اى درست كنیم، هیچ قدرتى نمیتوانست جلوى ما را بگیرد؛ همچنان كه در جاهاى دیگر هم نتوانستند بگیرند: در هند نتوانستند، در پاكستان نتوانستند، در كره‌ى شمالى نتوانستند. آمریكائى‌ها مخالف هم بودند، اما آنها هم سلاح هسته‌اى درست كردند.
 اینكه میگویند «ما نمیگذاریم ایران سلاح هسته‌اى درست كند»، یك تقلب در حرف زدن است. مگر بحث سر سلاح هسته‌اى است؟ در قضیه‌ى هسته‌اى ایران، بحث بر سر سلاح هسته‌اى نیست؛ بحث سر این است كه شما میخواهید جلوى حق قطعى و مسلّم ملت ایران را - كه غنى‌سازى هسته‌اى و استفاده‌ى صلح‌آمیز از توان داخلى خود ملت ایران است - بگیرید. البته این را هم نمیتوانید و ملت ایران آنچه را كه حق خودش است، انجام خواهد داد.
 دولتمردان آمریكائى غیر منطقى حرف میزنند. با گفتگو كننده‌ى غیر منطقى، نمیشود انسان بنشیند به اتكاء منطق حرف بزند؛ خب، او غیر منطقى است. غیر منطقى یعنى زورگو، یعنى حرفِ بیخود بزن. این واقعیتى است كه ما در طول این سى سال در برخورد با قضایاى گوناگون جهانى آن را بروشنى دریافته‌ایم. ما این را میفهمیم كه طرف مقابل ما كیست و چگونه باید با او رفتار كرد.
 من چند نكته را یادداشت كرده‌ام كه به شما برادران و خواهران عزیز و به همه‌ى ملت ایران در این زمینه‌ها عرض كنم. البته این حرفها براى ملت ایران است. آنها كه حرف میزنند، رئیس جمهور آمریكا كه حرف میزند، اعوان و انصارش از دولتمردان آمریكا كه حرف میزنند، براى فریب دادن افكار عمومى است؛ حالا افكار عمومى جهان، یا افكار عمومى ملتهاى منطقه؛ یا اگر بتوانند، افكار عمومى ملت خودمان. ما فعلاً با افكار عمومى جهان كارى نداریم. شبكه‌ى وابسته‌ى صهیونیستى - آمریكائىِ خبرى دنیا حرفهاى ما را آنچنان كه هست، منعكس نمیكند؛ یا اصلاً منعكس نمیكند، یا ناقص منعكس میكند، یا درست بعكس منعكس میكند. من براى مردمِ خودمان حرف میزنم. اقتدار جمهورى اسلامى مربوط به افكار عمومىِ جهانى نیست. جمهورى اسلامى اقتدار خود، عزت خود، شرف خود را از افكار عمومى دنیا به دست نیاورده است؛ از خود این ملت به دست آورده است. آن بناى استوار و مستحكمى كه ملت ایران به وجود آوردند و امروز پیام آن در همه‌ى دنیا دارد پى‌درپى و به خودى خود پخش میشود، متكى است به خود ملت ایران. من براى مردمِ خودمان حرف میزنم، كارى به دیگران ندارم؛ میخواهند بشنوند، میخواهند نشنوند؛ میخواهند منعكس كنند، میخواهند نكنند؛ اما ملت عزیز خودمان باید بدانند. پس نكته‌ى اول این است كه اینها غیر منطقى‌اند، بدون اعتقاد حرف میزنند و حرفشان با عملشان یكى نیست.
 نكته‌ى دوم: بحث مذاكره را پیش كشیدند، كه ایران بیاید بنشینیم مذاكره كنیم. همین رفتار غیرمنطقى، در این دعوت به مذاكره هم وجود دارد. غرض آنها حل مشكلات و مسائل نیست - كه من بعد توضیح خواهم داد - غرضشان یك كار تبلیغاتى است براى اینكه به ملتهاى مسلمان نشان دهند كه ببینید این نظام جمهورى اسلامى بود با آن سرسختى، با آن ایستادگى، اما عاقبت مجبور شد بیاید باب مصالحه و گفتگو را با ما باز كند. وقتى ملت ایران اینجور است، شماها چه میگوئید دیگر؟ این را براى خاموش كردن و ناامید كردن ملتهاى سربرافراشته‌ى مسلمان كه امروز در بسیارى از كشورهاى اسلامىِ اینها نسیم بیدارى وزیده است و به خاطر اسلام احساس عزت میكنند، لازم دارند. از اول انقلاب، این یكى از هدفها بود. از سالهاى اول انقلاب، یكى از هدفهاى آنها همین بود كه ایران را پاى میز مصالحه و بده‌بستان بكشانند؛ بگویند بالاخره دیدید ایران هم كه ادعا میكرد مستقل است، ایستاده است، نترس است، شجاع است، مجبور شد بیاید بنشیند پاى میز مذاكره؟ امروز هم همین هدف را دنبال میكنند. این، مطلب مهمى است. وقتى هدف از مذاكره، یك هدفِ غیرمربوط به مسائل اساسى است، یك هدف تبلیغاتى است، خب معلوم است طرف مقابل كه جمهورى اسلامى است، خام نیست، چشم‌بسته نیست، میفهمد كه هدف شما چیست؛ لذا متناسب با همان نیت خودتان، جواب شما را میدهد.



[ یکشنبه بیست و نهم بهمن 1391 ] [ 10:37 قبل از ظهر ] [ مرادی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
















دریافت کد لوگوی سایت مراجع معظم تقلید


صدایاب