تبلیغات
آشنایی بااندیشه شهیدمطهری

آشنایی بااندیشه شهیدمطهری
 
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
آیاموافقیدکه این وبلاگ به سایت تبدیل شود.




استاد مطهری معتقد است:«سلسله زیبایی هایی در اوج حس و قوه‌ی خیالیه ی انسان قرار دارند كه تنها عقل انسان قادر به درك آنهاست. این زیبایی ها را زیبایی های معقول یا حسن عقلی می نامند. متكلمین شیعه و معتزله و فقهاء شیعه و آن گروه از فقهاء اهل تسنن كه از نظر كلامی معتزله اند به حسن و قبح بعضی از كارها معتقدند و می گویند كه اساساً كارهای بشر دو گونه است:
1ـ یك گونه از كارها فی حد ذاته زیبا است، جمیل و باعظمت است، جاذبه و كشش دارد و عشق و علاقه و حركت ایجاد كرده و ستایش آفرین است.
2ـ گونه ی دیگر كارهای بشر طبیعی و عادی است و ستایش و تحسین ها را برنمی انگیزد ایثار، راست گویی و افعالی از این دست زیباست و ابزار درك این نوع زیبایی ها عقل است. در این دیدگاه عقل در كنار حواس پنج گانه و قوه ی خیالیه قرار می گیرد و مدرك زیبایی است. بر اساس این منطق تصور ما از هنر و هنرمند نیز با آن تصوری كه در فلسفه ی هنر اروپایی مطرح است تفاوت اساسی پیدا می كند. همان طور كه خوب را مصادف و مقارن با زیبایی تلقی می كنیم، انسان خوب با فضایل به مثابه فاعل خوبی ها را نیز می توان یك هنرمند دانست. البته ریشه ی معنوی هنر (مأخوذ از هونره یا سونر) به معنای مرد خوب كه در ادبیات اوستا وجود دارد دلالت بر تاریخی بودن این طرز تلقی از هنر می كند، كه در این راستا بعضی از مهارت ها مانند كمان داری یا اسب سواری را به عنوان هنر كمان داری یا اسب سواری تلقی می كردند. شاید به این دلیل باشد كه گروهی، اخلاق را در مقوله جمال و زیبایی می آورند. این گروه معتقدند «باید حس زیبایی را در بشر پرورش داد.
بشر اگر زیبایی مكارم اخلاق و اخلاق كریمانه را حس كند دروغ نمی گوید و خیانت نمی كند». بعضی ها اصولاً قائل به جدایی مقوله ی هنر و اخلاق اند و برخی رابطه ی مستحكمی بین آن دو ایجاد می كنند. از آنجا كه فعل اخلاقی دارای تأثیراتی است كه به زعم بعضی ها مشابه حس زیباشناختی است، آنها اخلاق را از مقوله ی جمال و زیبایی می دانند. افلاطون از جمله فلاسفه ای است كه غایت هنر را ارتقاء سطح اخلاقی جامعه می داند و از این طریق بین این دو مقوله ارتباط ایجاد می كند. او اخلاق را براساس زیبایی معنا كرده و بر این باور است كه همان حس زیباطلبی انسان را به عدالت خواهی كشانده است. در نظر افلاطون پایه ی اخلاق بر عدالت قرار دارد، اخلاق مساوی با عدالت است و عدالت مساوی با زیبایی است. او در باب اخلاق می گوید: انسان در درون خودش كه مجموعه ای از اندیشه ها، تمایلات، خواسته ها، اراده ها و تصمیم هاست تناسب را حفظ می كند و روح خود را سالم نگه می دارد و لذا انسان هایی قابل ستایش اند كه تناسب، توازن و هماهنگی كامل میان عناصر روحی خود را رعایت كرده اند و روح شان در بالاترین درجه ی زیبایی است. افلاطون معتقد است فقط سه چیز ارزش دارد: عدالت، زیبایی و حقیقت؛ و مرجع این سه چیز را خیر می داند. او عدالت را به توازن و تناسب تعریف كرده است توازن و تناسب یعنی زیبایی. پس بازگشت عدالت به زیبایی است. افلاطون عدالت را با عینك زیبایی می بیند. عدالت زیباست، چون منشأ توازن است و ایجاد زیبایی می كند و بشر به دلیل همان حس زیبایی جویی است كه عدالت خواه شده است. اگر انسان بخواهد انسان باشد باید احساس زیبایی را در خود تقویت كند. افلاطون معتقد است روح انسان از طریق موسیقی تناسب و هماهنگی را می آموزد و حتی برای پذیرش عدالت آمادگی پیدا می كند. شهید مطهری می نویسد: «همان طور كه انسان وقتی لباسی زیبا می پوشد زیبا می شود، وقتی فعل زیبا هم از او صادر می شود زیبا می شود».



[ جمعه ششم بهمن 1391 ] [ 05:21 بعد از ظهر ] [ مرادی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
















دریافت کد لوگوی سایت مراجع معظم تقلید


صدایاب